سرخ مایل به تزویر
دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۱:۴۶ ب.ظ
چنـان گریـه کـردند اَهـالی ِ ده رفتنـــم را
که یعنی ندارد کسی چشم برگشتنم را
دلم خون، ولی با گلویی پر از گـِل چگونه
رسانم به گوش کــر عابران شیـــونم را؟
فقط قصه ای را شنیدید و چون قصه بردید
بـرای شفـای پــــــدر، بــوی پیراهنــم را!
مــزار پــدر بود و دلـتنگـی مــادری کــه
در آغوش خود می کشد خاطرات تنم را
نه!رو برنگردان همین سمت بنشین و بگذار
ستــون های دینت ببیند ترک خوردنـــم را !
فقط سرخ مایل به تزویر داری و هر روز
به کاخت کشیدی تصاویر جان کندنم را...
که من روی مین های آماده خنثی شدم یا
که خمپاره ای کور ، کنده ســر و مـدفنم را
مـرا روی جفرافیــای جهـانت کشیـدی
به بازی گرفتی عجب تکه های تنم را!
عبدالمهدی نوری
۹۴/۰۴/۲۲